ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
190
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
خطا و گناه خود را تنها در راه خدا محسوب بدارم ( كه اين گناه مبدل شود به ثواب و ثواب به من اختصاص يابد ) سپس صمصامه را خواست و آن شمشير عمرو بن معديكرب زبيدى معروف بود ( در جنگ نهاوند كشته شد و او يكى از بزرگترين دليران و شمشير او صمصامه بهترين شمشير بود ) سپس خليفه واثق سوى او ( احمد بن نصر ) خراميد او را در وسط صحن كاخ بر نطع نشانده بودند . او را با همان شمشير بر گردن زد و باز ضربت ديگرى بر سرش نواخت . بعد از آن سيماى دمشقى سرش را بريد . واثق علاوه بر آن دو ضربت شمشير را در شكم او فرو برد بعد از آن دستور داد تن او را بر دار بكشند سرش را ببغداد بردند و پيكر او را نزديك تن بابك آويختند . سرش را هم در بغداد بر چوب نصب كردند و نگهبان براى حراست آن گماشتند . يك رقعه هم نوشتند و به گوش او آويختند كه : اين سر كافر مشرك گمراه احمد بن نصر است . اتباع او را هم يكى بعد از ديگرى گرفتند و بزندان سپردند . بيان حوادث در آن سال واثق قصد حج نمود . عمر بن فرج را براى اصلاح و ترميم راه و چاه فرستاد . عمر بازگشت و خبر داد كه آب در راه مكه كمياب است او از سفر حج خود - دارى نمود . در آن سال جعفر بن دينار بايالت كشور يمن منصوب شد او در ماه شعبان سفر كرد و در عرض راه باداء حج موفق گرديد . چهار هزار سوار و دو هزار پياده همراه داشت . دزدان نقب زده از بيت المال چهل و دو هزار درهم و چند دينار ربودند و آن در محل « دار العامه » بود . آنها را دنبال كردند و يكى پس از ديگرى گرفتند .